بلاهای جسمانی و روحانی دور شدن بحمد الله
آذر ۴, ۱۳۸۷ |
دلگیرم از این شهر سرد ، این کوچه های بی عبور
وقتی به من فکر میکنی ، حس میکنم از راه دور
چقدر ما فاصله داریم ، چرا اینو نفهمیدم ! ؟
آذر ۴, ۱۳۸۷ |
دلگیرم از این شهر سرد ، این کوچه های بی عبور
وقتی به من فکر میکنی ، حس میکنم از راه دور
چقدر ما فاصله داریم ، چرا اینو نفهمیدم ! ؟
« درپشت زندانهای دنیا
تبریک به آقای مهندس فرهاد ناجی »
من ایـــــــــــــــــرانیــم! لُــرم، بختیــاریم، بلوچــم، آذریــم، کُــردم، ترکمنــم، عـــربم، تالشـیـم، قشــقایم, مــازنــدرانی ام.... ء
من ایـــــــــــــرانیـــم! مســلمانم، زرتشــتیم، مـسـیحی ام، ارمــنیم، یهــودیم، آشــوریم، کلــیمی ام: من یک "انــســــــــــانم" !ء
...مرا با قومیتم، مرا با نژادم، مرا با گویشم، مرا با باورم، مرا با رنگ و لباس و رسمم، خط کشی مکن! من از این مرز بندی های خودساخته و یاس آلود، زخمی ام،... جا مانده ام،... دور افتاده ام،... ویرانم!ء
من و تو ...حالا "مــــا" ! همه با هم، همـه! این همـــــــه!! در زیر پرچم دردانه خاکمان، مأوا و دل آرا مادرمان، در تمامّیت ارضی ایرانمان، سربازانِ پاک بازِ یگانه میهنمان، دست در دست هم، یقین به حدّ یقین هم _به مهـــر و اخــلاص_ ميـهن خويش کنيم آزاد و آباد!ء
چه کسی می خواهد من و تو، "مــا" نشویم؟...........خانه اش، خانه اش...!
آتیش داری ؟!
دل بسته
ماسک
روز و شبهایی که شمرده ام - قسمت سوم
وقتی این شعر رو میخونی که تو دنیای تو نیستم

همیشه فاصله ای هست اگرچه منحنی آب بالش خوبی است برای
مریم | آذر ۵, ۱۳۸۷همیشه فاصله ای هست
اگرچه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر
همیشه فاصله ای هست
دچار باید بود
و گرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
…
این رو من نمیگم سهراب میگه