قسم
آبان ۱, ۱۳۸۷ |
من به تنهایی باید با تنهایی خود مقابله کنم
تقصیری برای او نیست
مقصر منم که ناخالص بوده ام
امضا
اثر انگشت
و یک قطره خون
=-=-=-=-=-=-=
برای دیدن تصویر در قطع واقعی بر روی آن بکیلیکید
آبان ۱, ۱۳۸۷ |
من به تنهایی باید با تنهایی خود مقابله کنم
تقصیری برای او نیست
مقصر منم که ناخالص بوده ام
امضا
اثر انگشت
و یک قطره خون
=-=-=-=-=-=-=
برای دیدن تصویر در قطع واقعی بر روی آن بکیلیکید
من ایـــــــــــــــــرانیــم! لُــرم، بختیــاریم، بلوچــم، آذریــم، کُــردم، ترکمنــم، عـــربم، تالشـیـم، قشــقایم, مــازنــدرانی ام.... ء
من ایـــــــــــــرانیـــم! مســلمانم، زرتشــتیم، مـسـیحی ام، ارمــنیم، یهــودیم، آشــوریم، کلــیمی ام: من یک "انــســــــــــانم" !ء
...مرا با قومیتم، مرا با نژادم، مرا با گویشم، مرا با باورم، مرا با رنگ و لباس و رسمم، خط کشی مکن! من از این مرز بندی های خودساخته و یاس آلود، زخمی ام،... جا مانده ام،... دور افتاده ام،... ویرانم!ء
من و تو ...حالا "مــــا" ! همه با هم، همـه! این همـــــــه!! در زیر پرچم دردانه خاکمان، مأوا و دل آرا مادرمان، در تمامّیت ارضی ایرانمان، سربازانِ پاک بازِ یگانه میهنمان، دست در دست هم، یقین به حدّ یقین هم _به مهـــر و اخــلاص_ ميـهن خويش کنيم آزاد و آباد!ء
چه کسی می خواهد من و تو، "مــا" نشویم؟...........خانه اش، خانه اش...!
دروغ میگویند
یک متر مربع ، قورباغه ، مو و ریش
نمک روی زخم
این لحظه که میگذرد عمر ماست
چراغ راه

پیروز باشی مبارز سخته اما آیا امکان داره؟ =-=-=-=-=-= مهدی: البتـــــه
مریم | آبان ۱, ۱۳۸۷پیروز باشی مبارز
سخته
اما آیا امکان داره؟
=-=-=-=-=-=
مهدی:
البتـــــه
پس دلت محکم باشه رفیق و پاهات پر توان و سرت بلند و
مریم | آبان ۲, ۱۳۸۷پس دلت محکم باشه رفیق
و پاهات پر توان
و سرت بلند
و چشمهایت تر از محبت
و دستهایت پر از نور اجابت
و روحت آرام
=-=-=-=-=-=-=
مهدی:
روح آرام
چه خاطرهء شیرینی
گاهی میشه خاطره های شیرین رو تکرار کرد شک نکن =-=-=-=-=-=-=-=-= مهدی: چی بگم
مریم | آبان ۳, ۱۳۸۷گاهی میشه خاطره های شیرین رو تکرار کرد
شک نکن
=-=-=-=-=-=-=-=-=
مهدی:
چی بگم والا
کاش همینطور باشه