فقط خداوند پسرک را دوست میداشت
آبان ۳, ۱۳۸۷ |
زمانی را به یاد می آورد که کودکی بیش نبود
گاهی زمین و زمان پیش چشمانش تاب میخوردند
گاهی سرهای بی تنی شتابان سینه اش را هدف قرار میدادند
صورتهایی زشت
نفسی آلوده
پسرک میترسید
به تنش لرز میافتاد اما به روی خودش نمی آورد
دو بار به مادرش گفته بود
اما بعد شنیده بود که چطور پدرش ساده نتیجه گیری میکرد
فکر میکنم خیالاتی شده است
پسرک مغرور بود
پسرک از جنس شیشه و بلکه نازک تر از آن بود
پس نشکستن را ترجیح داد و تنهایی بار فشارها را به دوش کشید
پسرک مگر چند سال داشت؟
آیا سه سال برای چنین فشاری کافی بود؟
اما دوام آورد
بعد ها جایی نوشته بود و من خواندم
آری او دلیلش را فهمیده بود
او معنایش را هم فهمیده بود
و این برایش کافی بود
پسرک بزرگتر میشد
دختران و زنان زیادی دورش را گرفته بودند
پسرک دل داشت
آنها نه
یا اگر هم داشتند از سنگ بود
پسرک دل میسپرد
اما بی دل میشد
بی دل و بی دل و بی دل تر
عقلش هم رشدکی کرد
کمی بزرگتر شد
پسرک حالا با دنیایی پر از فشار و دلشکستگیست
اما همچنان مغرور است
همچنان خود را نشکسته نگاه داشته
پسرک مردانه ایستاده
صورتش مو در آورده
نرم و سبز
دوست دارد دستگیری کند
چون میداند میتواند
و من سوگند میخورم بر این تواناییش
پسرک دستگیری میکرد
پسرک وقت و سلامتی خودش را برای دیگران میگذاشت
اما باز هم
انگار دل ندارند
هر طور که میخواهند با پسرک رفتار میکنند
پسرک مغرورست
اما استوار بر نفس منتقمش
پسرک افسرده بود
پسرک غمگین بود
اما هیچ کس نمیتوانست غم او را لمس کند
پسرک کلافه شده بود
پسرک از دستگیری دست نمیکشید
و فقط به اصلاح طریق میپرداخت
پسرک از جنس آب بود
زلال
اما آنها دل نداشتند
یا از سنگ داشتند
پسرک خسته بود
برای این تنهاییش ۲۴ سال سن مناسبی بود؟
پسرک تنها ماند
و خودش را به دیگران نبخشید
پسرک تنها ماند و طعنه های دیگران را به صبوری خویش بخشید
پسرک در دنیا جایی نداشت
پسرک ماند و ماند و ماند
پسرک حالا مردی شده
اما جنسش همان پسرک مانده
پسرک لطیف بود
یادش بخیر
پسرک مغرور بود
اما فکر نمیکنم ۴۸ سال برای اینهمه غم و غصه کافی بود
او رفت اما
هیچ کس دلش از شیشه نشد
هیچ کس روحش آب نشد
و همه در گرفتاری بودند و
پسرک رها از هر بدی


بیدلها به خدا نزدیکتر بودند پسرک بدجوری بی دل بود کاش فقط
مریم | آبان ۳, ۱۳۸۷بیدلها به خدا نزدیکتر بودند
پسرک بدجوری بی دل بود
کاش فقط کمی حس می کرد
…
خدایا صبری…
=-=-=-=-=-=-=-=
مهدی:
الهی آمین