خسته ام ، گردون گردان خسته ام
آبان ۲۸, ۱۳۸۷ |
باز هم حال ندارم
باز هم حوصله ندارم
باز هم خسته ام
… امید دارم
اما دلیل ندارم
… یا علی
خداحافظی
![]()
آبان ۲۸, ۱۳۸۷ |
باز هم حال ندارم
باز هم حوصله ندارم
باز هم خسته ام
… امید دارم
اما دلیل ندارم
… یا علی
خداحافظی
![]()
« سفیانی خروجی بیشرمانه کرد
نمی دانم چه باید کرد با دل »
من ایـــــــــــــــــرانیــم! لُــرم، بختیــاریم، بلوچــم، آذریــم، کُــردم، ترکمنــم، عـــربم، تالشـیـم، قشــقایم, مــازنــدرانی ام.... ء
من ایـــــــــــــرانیـــم! مســلمانم، زرتشــتیم، مـسـیحی ام، ارمــنیم، یهــودیم، آشــوریم، کلــیمی ام: من یک "انــســــــــــانم" !ء
...مرا با قومیتم، مرا با نژادم، مرا با گویشم، مرا با باورم، مرا با رنگ و لباس و رسمم، خط کشی مکن! من از این مرز بندی های خودساخته و یاس آلود، زخمی ام،... جا مانده ام،... دور افتاده ام،... ویرانم!ء
من و تو ...حالا "مــــا" ! همه با هم، همـه! این همـــــــه!! در زیر پرچم دردانه خاکمان، مأوا و دل آرا مادرمان، در تمامّیت ارضی ایرانمان، سربازانِ پاک بازِ یگانه میهنمان، دست در دست هم، یقین به حدّ یقین هم _به مهـــر و اخــلاص_ ميـهن خويش کنيم آزاد و آباد!ء
چه کسی می خواهد من و تو، "مــا" نشویم؟...........خانه اش، خانه اش...!
در اتاقی نفوذ پذیر روحی مریضست
آتیش داری ؟!
سایت من هم هک شد!!!
خاطرات یک هکر قدیمی
آغوش من

دلیل!؟ ... ... یا امید!؟ =-=-=-=-= مهدی: همان دلیل امید اگر نبود , نمیماندم اقدامم نا کام ماند کاش قتل
مریم | آبان ۲۸, ۱۳۸۷دلیل!؟
…
…
یا
امید!؟
=-=-=-=-=
مهدی:
همان دلیل
امید اگر نبود , نمیماندم
اقدامم نا کام ماند
کاش قتل نفس قتل نبود ، کاش میشد به روحم حیاتی نو بدهم
وجودم آزارست برای دنیا و دنیایم
eshala be hage jade azeezam delet pur az farahu neshat
seyyed ali | آذر ۱, ۱۳۸۷eshala be hage jade azeezam delet pur az farahu neshat bashe azeezam
va arum bashee ehsaset ehteeyaj be kamee eshghu kamee tavajuh dare enshala
seyyed ali | آذر ۱, ۱۳۸۷va arum bashee
ehsaset ehteeyaj be kamee eshghu kamee tavajuh dare
enshala ke naseebet she
hamsaree paku mutee az khuda barat arezu meekunam
nemdunam chera
ama ba eenke hameenturee ba saytet ashna shudam ageeb behet ehsase nazdeekee meekunam
va ageeb duset daram
kheylee mardy
va mutmaenam az mardane ba khudaee
eenu be rahatee az chehrat meeshe fahmeed
خدا بنده هاشو میشناخت که اول گفت این آدم بی
مریم | آذر ۱, ۱۳۸۷خدا بنده هاشو میشناخت که اول گفت این آدم بی تابه
بعد هم چون بی تابیمون رو دید
قتل نفس رو نبخشید
قصه غوره و حلواست
خدا حلوا دوست داره
آفتاب تند فرستاده
داره واسه خودش حلوات می کنه
صبر کن و ببین
چرا اینهمه کلافه ای؟ آب و هوای اینجا چرا اینطوری شده؟ همیشه
سعید | آذر ۱, ۱۳۸۷چرا اینهمه کلافه ای؟
آب و هوای اینجا چرا اینطوری شده؟
همیشه پر از امید بودی که