یک متر مربع ، قورباغه ، مو و ریش
مهر ۲۹, ۱۳۸۷ |
افرادی که دور و برم هستن با خوندن این متن که حرف دلم محسوب میشه تعجب میکنن
با خودشون میگن این چشه؟ این که تا همین یه دقیقه پیش میزون و خندون بود
اما واقعا خسته شدم
از ناراحت بودن و خندیدن
خندیدن برای اینکه اطرافیانم رو با ناراحتیهای خودم آشنا یا ناراحت نکنم
واقعا احتیاج به یکی دو متر مکعب زمین دارم
زمینی که لا اقل کیلومتر ها از آدما دور باشم
بشینم و فکر کنم که اون قورباغه تو لجنزار چی میکشه
و اون قورباغه در تابه
و بعد خستگیم در بره
همین
آهان راستی
من نمیفهمم بلندی و اشفتگی مو و ریش آدما از چه طریقی به هنر و هنرمندیشون مرتبط میشه
شاید بعد از تفکر در زندگی قورباغه ها به این مسئله هم فکر کردم
به شرط اینکه اجاره اون یه متر مربع زمین رو بتونم بپردازم
مخلثم
میدونم با صاد مینویسن
اما این سه تا نقطه داره و نشونگر اینه که من خیلی مخلصم و فقط مخلص خالی نیستم
و حتی بیشتر
زت زیاد


می دونم چی میگی لبخندهایی از روی ناچاری بعضی وقتا اونقدر ناراحتی
مریم | مهر ۳۰, ۱۳۸۷می دونم چی میگی
لبخندهایی از روی ناچاری
بعضی وقتا اونقدر ناراحتی که گریه و اخم جواب نمیده
اونموقه از سر ناچاری میخندی
این خنده از صدتا گریه بدتره
امیدوارم بتونیم واقعا بخندیم
خنده هایی که از روی شادی باشه
دعا می کنم دوست من
دعا
میدونی که این تنها کاریه که از دستم بر میاد